قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

1536

تاريخ الفي ( فارسى )

در ساعت آن سى هزار درم با بيست هزار از خود به او فرستاد و هر يكى از پسرانش نيز بيست هزار به ابو العواد فرستادند . بنابراين در ساعت هارون برامكه را گرفت و مستأصل گردانيد . راوى گويد چون واثق اين قضيّه را بشنيد گفت : در زمان ما نيز عمّال تغلّبات بسيار كردند و رعيّت را به نان جو محتاج كردند و هنوز از ايشان دست بازنمىدارند . بنابراين ، جميع ديوانيان خود را گرفت و ايشان را به نان جو محتاج گردانيد ؛ چنانچه ، يكى از ايشان [ اگر ] از روى اضطرار مىگريخت ، اقرباى بعيدهء او را مىگرفت و اين وجه را از او بازيافت مىنمود « 1 » . و در اين سال واثق ، اشناس را خلعت كرد و تاج مكلّل به جواهر و دو گوشوارهء لعل كه مقوّمان زمان از قيمت آن عاجز بودند بخشيد . و در اين سال در راه مكّه بسى از حاجّ به واسطهء باد سموم هلاك شدند و در عرفات در اوّل روز گرماى عظيم شد . بعد از آن ، سرماى سخت ظاهر شد . و در همان روز ، بعد از سرما باران عظيم باريد كه در اين مدّت هيچ‌كس آن‌طور باران نديده بود . و به واسطهء كثرت باران قطعه‌اى از كوه قريب به « جمرة العقبه » بيفتاد و بسى خلايق را هلاك ساخت . و در بعضى تواريخ چنين مسطور است كه گرفتن واثق عمّال را در سال دويست و نوزدهم از رحلت پيغمبر ، صلّى اللّه عليه و آله ، بود « 2 » . و اللّه اعلم بحقيقة الحال .

--> ( 1 ) . آشفتگيهاى ولايات طبعا نتيجه‌اش نرسيدن خراج به خزانهء دولت و خالى بودن دست واثق بود . او براى تأديهء مطالبات و مستمرى غلامان ترك در دستگاه خلافت دستور داد از دبيران و وزرا باج بگيرند و سپس به ضرب تازيانه از آنان پولهايى دريافت داشت . نامهاى اين افراد مصادره شده بدين شرح است : احمد بن اسرائيل هشتاد هزار دينار ، سليمان بن وهب چهار صد هزار دينار ، حسن بن وهب چهارده هزار دينار ، احمد بن خصيب و منشيانش يك ميليون دينار ، ابراهيم بن رباح و نويسندگانش ، نجاح بن سلمة شصت هزار دينار ، ابو الوزير صد و چهل هزار دينار . . . و مجموع اينها قريب يك ميليون و هشتصد هزار دينار شد ؛ - الخراج فى الدولة الاسلاميه ، ص 469 . ( به نقل از باستانى پاريزى يعقوب ليث ، ص 288 ) . ( 2 ) . ابن أثير ، الكامل ، ج 11 ، ص 176 .